چه آسان است در دنیا شکستن
دل ما را به دار درد بستن
چه آسان تار هجران می نوازند
دل ما را به سوزش میگدازند
چه ابلیسند این ابلیس یاران
چه مکارند این مرکب سواران
به وقت پادشاهی فتنه سازند
به هنگام گدایی در نیازند
و از این نامردی ها دل من می میرد
دل من می شکند
و از این ناگفتنی ها دل من می غرد
و من رسوا تر از رسوا
کنار برکه بی آب می گیرم
و من غمگین تر از دیروز
سنگین تر از امروز
تنها تر از فردا
بر باد میدهم رویاهایم را
و بر آب میدهم باورهایم را
و از این نامردی ها دل من می گرید
دل من می خشکد
دل من می میرد
گفتی که من از نگار حرفی نزنم
از این دل بی قرار حرفی نزنم
گفتم که برو خدا نگهدارت باد
هرچه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد
از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد
مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای تو بگویم که شما بدتر شد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بد تر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تورا بدتر شد