تبليغاتX
جک ... SMS ... عکس

سلام....نمیدونم چی صدات کنم..اخه میدونی تو خیلی از کلمه های تو ذهن من قشنگتری.....

کاش بودی و خودت میگفتی چی صدات کنم....ولی نیستی ...راستی چرا نیستی؟................

چرا نمیخوای که باشی....ولی اشکال نداره...همین که میتونم.....برای همیشه تو خونه قلبم

نگهت دارم خوبه....همین که حس کنم دوستت دارم خوبه.....یادت باشه هیچ وقت این حسای

قشنگ و ازم نگیری ....اونوقت خیلی بد میشه...اخه میدونی من با تو زندم ........با یادت با

عشقت دارم نفس میکشم.... میدونی شبای من با ارزوی دیدنت فردا میشه...............وقتی

میبینمت تا چند وقت همش دنباله دلم میگردم میدونی چرا .......اخه داره تواسمون پر میکشه

کاش دلت قدر دلم رو میدونست.....میدونی دیدنت تو لحظه های دلتنگی واسم یه مرهمه.......

میدونی روزی چند بار صورتم از سیل اشکام تر میشه............هروقت دلم میگیره میرم پیشه

اسمون و باهاش حرف میزنم.....ولی اون از حرفام دلش میگیره و گریه میکنه.....اون وقت منو

اسمون دو تایی تا صبح برات گریه میکنیم.....هنوزم که هنوزه طنین قشنگ صدات تو گوشمه.

قشنگیه حرفات تو یادمه....اره هنوزم که هنوزه تب دستای گرمت رو تو دستام حس میکنم.....

یادمه اون وقتا دلم و چه ساده بردی ولی حالا بهم پسش نمیدی .........نمیدونم چی شد بهت

که نه دلم رو بهم پس میدی نه میای که دلت رو ازم پس بگیری.......حالام اگه نمیای باشه نیا

اگه دوسم نداری باشه نداشته باش ولی بذار همیشه دوستت داشته باشم.............نذار این

حس هیچوقت ازم دور شه.....ولی اینو بدون همیشه واسه دلت دعا میکنم و همیشه عشقم

می مونی......

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:9  توسط Hamed  | 

یه روز میبوسمت خدا میبرتم جهنم ؛ میشم ابلیس اون وقت تو هم به جرم اینکه یه ابلیس بوسیدتت ؛ جهنمی میشی اونجا پیدات می کنم و هر روز میبوسمت واااای که چه بهشتی بشه جهنم!!!

..........................................................

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم دنیا بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن
تا شادی نا امید نشه

..........................................................

اون کسی رو که ازت دور میشه بهش فکر نکن به اونهایی فکر کن که بهت نزدیک هستند از طرف بچه هایی که معنای عشق رو نمی دونند

..........................................................

اگه یه روز حس کردی دنیا و آدمهاش به تو اخم کردن دلیلش رو تو لبهای بدون لبخند خودت جستجو کن.

..........................................................

زمونه ازم پرسید چه کسی رو بیشتر از همه دوست داری من راجبه تو هیچی بهش نگفتم آخه رسم زمونه اینه

..........................................................

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید

..........................................................

ویکتور هگو میگه: هرگز به کسی که دوسش داری نگو دوست دارم
.
.
.
ویکتور هگو غلط کرده
.
.
.
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

..........................................................

می دانی چرا قلب آدم دو بار پشت سر هم می زنه ؟ چون یکی واسه زنده ماندن خودشه یکی هم واسه زنده موندن عشقشه

..........................................................

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

..........................................................

ای کاش سه قطره اشک در چشمانت بودم با اولی می جنگیدم با دومی انتقام می گرفتم و با سومی ثابت می کردم که دوستت دارم

.......................................................... 

ای کاش می دانستم پس از مرگم اولین قطره اشکی را چه کسی برایم می ریزد و آخرین کسی که مرا فراموش می کند کیست

..........................................................

آغاز کسی باش که پایان تو باشد،در روح کسی باش که در جان تو باشد،بیمار کسی باش که درمان تو باشد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 16:46  توسط Hamed  | 

وقتی دلی برای دلی تنگ می شود،انگار پای عقربه ها لنگ می شود... هرکس به جز عزیز دلت یک غریبه است..وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

..........................................................

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

.........................................................

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوند

.........................................................

شمعدانی به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت : ای عاشق دیوانه فراموش شوی سوخت، پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت : طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

.........................................................

روزگارم گله مندي شده است من بگيرم تو بخندي شده است ازدلم ياد نكردي شايد،عشق هم سهميه بندي شده است

.........................................................

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خش‌خش برگ‌ها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشه‌اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

.........................................................

جیر جیرک به خرس گفت دوستت دارم. خرس گفت الان وقت خواب زمستونیمه بعد صحبت میکنیم خرس رفت خوابید ولی نمیدونست که عمر جیرجیرک فقط 30روزه

.........................................................

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!!!!!

.........................................................

قانون 22 نیوتون: عشق در پسران از بین نمیره بلکه از دختری به دختر دیگه منتقل میشه!!

.........................................................

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي

.........................................................

بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه

.........................................................

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوسِت دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 23:47  توسط Hamed  | 

عصري است غريب و آسمان دلگير است... افسوس براي دل سپردن دير است... هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت... عيب از من و عشق بي تقصير است

..........................................................

سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ... خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي، اما ندونه ... خيلي سخته که دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني ... خيلي سخته که ازت بپرسه : حاضري باهام بموني ؟ و تو با اينکه آرزويي جز اين نداري ، فقط بخاطر خودش مجبور باشي بگي : نه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که عشق رو از نگاه کسي بخوني ، اما نتونه بهت بگه

..........................................................

آيا ميدوني خدا چرا بين انگشت هاي دست فاصله قرار داده؟؟؟ تا اين که کسي که تو دوستش داري بياد و با دستاش اون فاصله رو براي هميشه پر کنه پس بيا براي هميشه دستاي منو بگير و قول ميدم که هيچوقت نزارم ترکم کني

..........................................................

 روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبورمي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 ..........................................................

در آسمون دله من پرنده پر نمي زنه به كلبه غم زده ام محبت سر نمي زنه ، هر چي غمه ماله منه، بدتر زغم حاله منه، هر جا ميرم اين غصه ها ، چون سايه دنبال منه

..........................................................

هميشه لبخند بزن ولي به يک نفر بخند , همه رو دوست داشته باش ولي به يک نفر عشق بورز .. توي قلب همه باش اما قلبت ماله يک نفر باشه ...

..........................................................

 سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده ميکنن ولي اصلا نگات نميکنن, سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

..........................................................
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم, روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم, روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

..........................................................

فکر مي کردم ؛ عاشق شدن يه هنره ؛ کار هر کسي نيست ؛ سخته! بعد فهميدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! ديدم اين عاشق ماندنه که کار هر کسي نيست ! اما حالا فهميدم اينکه : هميشه لياقت عشقت رو داشته باشي از همه اين چيزا سخت تره

.......................................................... 

خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !

..........................................................

تلخ ترین اشک هایی که بر مزار رفتگان ریخته می شود به خاطر کلمات نا گفته و کارهای نا کرده است

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:50  توسط Hamed  | 

آدمها در حسرت دوری از ستاره بختشان در آسمان می سوزند. من اما ستاره بختم را روی زمین دارم.... افسوس با فاصله ای هزار برابر بیشتر از فاصله زمین تا آسمان

..........................................................

 

ناگفته های مانده بر دلم را تنها تویی که خوب می دانی کاش می شد فریادشان زد اما نه،آنوقت حرفی برای ثانیه های سکوتم که فقط تویی و من و سو سوی شمعی نمی ماند... نمی گویم تنهایی هایم را از من بگیر...... ……نه می گویم تنهایم نگذار..... ….فقط همین

..........................................................

 

دیدی اخرش نموندی منو به جنون کشوندی دلی که دادم به دستت آخرش زدی شکوندی آخراش خوب شده بودی تیتر نامه هامو خوندی اما چون خوندی و رفتی دلمو بیشتر شکوندی

..........................................................

 

نميدانم چرا اين گونه است وقتي نگاه عاشقانه ی کسي به توست ميبينی اما دلت بسته به مهر ديگريست بی اعتنا ميگذری و عاشقانه به کسی می نگری که دلش مال تو نيست

..........................................................

 

من یقین دارم که برگ ، کاین چنین خود را رها کرده ست ، در آغوش باد ؛ فارغ است از یاد مرگ ! لاجرم چندان که در تشویش ازین بیداد نیست؛ پای تا سر ، زندگی ست! آدمی هم مثل برگ ، می تواند زیست بی تشویش مرگ ، گر ندارد همچو او ، آغوش ِ مهر ِ باد را ؛ می تواند یافت ، لطفِ : « هر چه باداباد » را !

..........................................................

 

باد...باران طوفان//اسمان مثل دل من تنگ است// اسمان مثل دل من تنهاست// و تو ای مانده در تنهایی// تو فقط خود را باش/ /یک نفر توی سکوت شب شهر// دارد از حسرت نان می میرد// سهم من هم این است// بنشینم تنها// و در ایینه شب گریه کنم//

..........................................................

 

بر ماسه ها نوشتم: درياي هستي من از عشق توست سرشار اين را به ياد بسپار بر ماسه ها نوشتي: اي همزبان ديرين اين آرزوي پاکي است اما به باد بسپار

..........................................................

 

زندگی چیست؟ آیا جز باری از غمها و وحشت هاست؟ آیا جز زنگیست تفریحی برای دوری از مخلوق؟ آیا دردی نیست که میگیرد سراپا را؟ زندگی پایانی از آغاز است! حال مرگ .... مرگ پلی است دیدنی رو به آغاز! مرگ خونسرد ترین واژه هاست! مرگ زیبا ترین لحظه هاست!

..........................................................

 

قایم می شوم درگندمزارچشمانت چه زودفصل درومی رسد من پیدامی شوم وتوهنوز درلابلای خورده داس ها گم شده ای!

..........................................................

 

با اينکه نديدمت دلم هر روز برايت تنگ مي شود. بديش اين است که مي دانم تو هستي. کاش نبودي! مثل هزاران چيز ديگر که توي اين دنيا نيست ولي آدم ها باز الکي دنبالشان مي گردند، نمي دانم، شايد بشود اسمش را گذاشت دلخوشي. دلخوشي من هم اين است که ميدانم هستي.

..........................................................

 

ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره... ولي تو که دنياي مني چطوري ازت بگزرم؟!!

..........................................................

 

عشق باري است بر دوش دو قلب که اگر يکسان به عهده گرفته شود با لذت تحمل ميشود

..........................................................

 

آرزو ميکنم به اندازه ي کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي. به اندازه ي کافي بکوشي تا قوي باشي.به اندازه ي کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني و به اندازه ي کافي اميد تا خوشحال بموني.

..........................................................

 

آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ چشم ديگري نگا ه كنم آنقدر بيقرارم كه هيچ اتفاقي دل غمگينم را شاد نمي كند براي گريستن شانه هايت را كم دارم شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال تكيه گاه دل عاشقم بود صبر مي كنم و عاشق ميمانم كه خوشبختي از آن عاشقان است

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 0:5  توسط Hamed  | 

انتظار کسي باش که مايل باشد در زماني که در ساده ترين لباس هستي تو را به دنيا نشان دهد

..........................................................

 

هيچ وقت آرزو نکن توي دنيا جاي کسي باشي چون اگه آرزوت براورده بشه جاي خودت توي دنيا خيلي خاليه

..........................................................

 

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

..........................................................

 

زیباترین عکس ها در اطاق های تاریک ظاهر میشن پس هر وقت در قسمت تاریک زندگیت ظاهر شدی بدون که خدا می خواد زیباترین تصویر رو از تو بسازه

..........................................................

 

عاشــقت بودم و ديــــوانه حسابم کردي آشنــــــا بودم و بيــــگانه خطابم کردي گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم چه بگويم، که غم دل برود تا تو بيـايي

..........................................................

 

ايرانيها ميگن : از دل برود هر آنکه از ديده برفت .. اما فرانسويها ميگن: به قلب ما نزديک است آن کس که از چشم هاي ما دور است

..........................................................

 

روزی با خودم فکر کردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست

..........................................................

 

میرم از شهر تو بایه کوله بار از خاطره دل من مونده پیشت گرچه پاهام مسافره می گذره همراه جاده یاد تو از تو خیالم توی راه دریغ از ابری که بباره باز به حالم توی هر گوشه ی این شهر دارم از عشق تو یادی می سوزونه من ویاد دلی که به من ندادی راه می افتم بی هدف مقصد راه و نمی دونم کاش می شد اروم بگیرم ولی افسوس نمی تونم تا یه قاصدک تو جاده که بشه هم سفر من من یه قصه ام که جدایت شده فصل اخر من می رم و گم میشم اخر تو غروب دشت غربت نمی تونم که بمونم توی شهر بی محبت توی هر گوشه ی این شهر

..........................................................

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

..........................................................

 

وقتي سرت را روي شونه ء کسي ميذاري که دوستش داري بزرگترين ارامش دنيا را در خودت احساس ميکني و وقتي که کسي را که دوستش داري سرش را روي شونهات ميذاره فکر ميکني قويترين موجود عالم هستي

..........................................................

 

لالالالا نخواب دنیا خسیسه. واسه کم آدمی خوب می نویسه. یکی لبهاش تو خوابم غرق خندست. یکی پلکش تو خوابم خیس خیسه

..........................................................

 

زندگی مثل بازی حکمه ؛ مهم نیست که دست خوبی داشه باشی. مهم اینه که یار خوبی داشته باشی. این طوری شاید بتونی بازی باخته رو ببری.

..........................................................

 

وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران نوایی دل انگیز شد، دیگر چه فرق دارد برگ سبز کدامین درخت بوده ایی

..........................................................

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 11:8  توسط Hamed  | 

عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم واز خود گسستم وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

..........................................................

 

گوته مي گويد: «اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»، «اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»، «اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»، «اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداري»، منتظر مرگت باش چراکه هيچ نداري

..........................................................

 

هر کي دلتو شکوند صداشو در نيار، يه روز دلش ميشکنه و صداش در مياد

..........................................................

 

آي آدماي ماشيني،زميني...توروچه به عشق و ستاره چيني...بي اعتنا از پيش هم رد ميشیم...ساده و بي دليل با هم بد ميشيم..يه لحظه از عاشقيمون مي گذره ....توي دوست دارم مردد مي شيم

..........................................................

 

يه روز زمين عاشق خورشيدميشه،ولى تاامروزكه داره دورسرش ميگرده،نتونسته رازه دلش روفاش كنه

..........................................................

 

زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است كه عاشق شده است.

..........................................................

 

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت

..........................................................

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم يک روزه ديگه هم بدون تو گذشت

..........................................................

 

افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه

..........................................................

 

این حق ابتدایی کسانی است که دوستشان داریم که بی هیچ توضیحی ما را ترک کنند بی انکه برای رفتنشان دلیل بیاورند بی انکه در صدد تلطیف ان با دلایلی که همواره کاذب است برایند از کسانی که دوستشان داریم جز این نخواهیم که رها از ما باشند و در باره ی انچه می کنند یا نمیکنند هرگز به ما توضیحی ندهند والبته از ما نیز چنین چیزی نخواهند عشق جز با ازادی همراه نمیشود و ازادی جز با عشق همراه نمیشود

..........................................................

 

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن

..........................................................

 

بغض.....بزرگترين نوع اعتراضه! اگه بشکنه،ديگه اعتراض نيست! التماسه

..........................................................

 

امیدوارم به همتون خوش بگذره نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:9  توسط Hamed  | 

با تمام فقر هرگز محبت را گدايي نکن و با تمام ثروت هر گز عشق را خريداري نکن

..........................................................

 

انسان ها دو زمان گريه مي کنند : وقتي که فريب مي خورند و وقتي که مي خواهند فريب بدهند

..........................................................

 

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم تا که فردا می رسد امروز و فردا می کند

..........................................................

 

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت است و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن

..........................................................

 

اندازه ی تمام قدمهایی که تو عمرم برداشتم دوستت دارم... از طرف فلج مادر زاد! اندازه ی تمام سلولهای وجودم دوستت دارم... از طرف یک تک سلولی! نه بابا شوخی کردم تو که نفس منی... از طرف یه مرده

..........................................................

 

جواب سلام را با عليک بده . جواب کينه را با گذشت . جواب بي مهري را با محبت . جواب بي ادب را با سکوت . جواب نگاه مهربان را با لبخند . جواب گناه را با بخشش . جواب لبخند را با خنده . جواب دروغ را با راستي و جواب عشق چيست جز عشق

..........................................................

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نمي کنم چون من هم ميمرم

..........................................................

 

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت

..........................................................

 

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند به دروغ دوست داشتن باشد ! ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

..........................................................

 

ازدواج تنها جبهه ايست که در آن شبها با دشمنت در يک سنگر ميخوابي

..........................................................

 

دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد

..........................................................

 

دخترک هميشه مي گفت من براي نجابت ، وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد...........اسب ، سگ و يک پرنده زيبا. تا دخترک خواست دليلش رو بپرسه ......پسرک رفته بود .......براي هميشه

..........................................................

 

دیروز با یک دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کیرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود

..........................................................

 

شيطان عاشق خدا بود ... مي خواست تنها عاشقش باشد ... فرياد زد ... خدا نفهميد ! . . . خدا بزرگ بود ... مي خواست عاشقي کند ... آدم را آفريد! . . . سالها پيش آدم خدا را از ياد برد ... آدم عاشق شيطان شد ! اين وسط خدا تنها ماند ... به همين سادگی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 19:58  توسط Hamed  | 

گفتند ستاره را نمی توان چید ... و آنان که باور کردند... برای چیدن ستاره ... حتی دستی دراز نکردند... اما باور کن ... که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره... دست دراز کردم... و هر چند دستانم تهی ماند

..........................................................

 

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

..........................................................

 

دهقان فداکار پير شده ، فداکاريش تموم شده ، چوپان دروغگو عزيز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،کبري تصميم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه با کلاغ دستشون توي يه کاسه شده ، حسنک رفته شهر دنبال کار ولي معتاد شده ، ما ايراني ها چمون شده؟؟؟؟

..........................................................

 

من تمنا کردم... که تو با من باشی ! تو به من گفتی : " هرگز ... هرگز ! " پاسخی سخت و درشت ! و مرا غصه ی این هرگز کشت !

..........................................................

 

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است

..........................................................

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم

..........................................................

 

مزاحم شما شدم می دانم ! تنها چراغها را روشن می گذارم گلها را در گلدان می گذارم پنجره را باز می کنم و بعد می روم.... آیا راست است که آدمی از عشق می میرد؟ - شاید.. پاسخ را بعدها فهمیدم... ...وقتی که عاشقت شدم

..........................................................

 

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من...من خودم بودمو يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارز يد

..........................................................

 

گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم

..........................................................

 

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد

..........................................................

 

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:21  توسط Hamed  | 

آرزوهای ویکتور هوگو :

 اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی

...........................................................

 

عشقت تنهات گذاشت,نگران خودت نباش که بعد از او چه کار کني, شرمنده دلت باش که بهت اطمينان کرد

...........................................................

 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

...........................................................

 

 دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

...........................................................

 

دلم گرفته آسمون، نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم از خودم، نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها، رو سینه من اومده آخ داره باورم می شه، خنده به مانیومده دلم گرفته آسمون، از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی، یه عمر که دربه درم

...........................................................

 

میدونی اوج رفاقت کجاست؟ . . . . اینکه به یاد رفیقی باشی که به یادت نیست . . . . ببین من الان اوج رفاقتم

...........................................................

 

يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي کردن بعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي داره و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي هميشه کور ميشه ديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونست

...........................................................

 

وقتي گلي را مي بويي نگاهش نکن چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره آرزوي ديدن دوباره ي نگاهت اونو پرپر مي کنه...

 

...........................................................

 

بوسه ابتکاريست از طبيعت براي زماني که احساس در کلام نمي کنجد

...........................................................

 

زندگي سه راه را دنبال كن: 1-دوست داشتن را براي يك تجربه. 2-عاشق شدن را براي يك هدف. 3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت

...........................................................

 

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

...........................................................

 

عشق فراموش کردني نيست بلکه بخشيدني است ... عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است ... عشق ديدني نيست بلکه احساس کردني است ... عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست ... بلکه عشق صبر داشتن و ادامه دادن است

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 20:7  توسط Hamed  | 

بي وفايي کن وفايت مي کنند با وفا باشي خيانت مي کنند مهرباني گرچه آيين خوشي است مهربان باشي رهايت مي کنن

...........................................................

 

بهت نگفتم تا حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم ...

...........................................................

 

شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست

...........................................................

 

آرزو کردم بمانی ... بیایی کنار پنجره تا باران ببارد و باز شعر مسافر خاموشی خود را بشنوی . اما دریغ که رفتن راز غریب این زندگی ست. رفتی. رفتی پیش از آنکه باران ببارد

...........................................................

 

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم.تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست مي دارم

...........................................................

 

و خداوند روز اول آفتاب را آفریدروز دوم دریا راروز سوم صدا راروز چهارم رنگ ها راروز پنجم حیوان ر اروز ششم انسان راو روز هفتم اندیشید که چه چیزی را نیافریده است؟و آنگاه تو را برای من آفرید.

...........................................................

 

ای صمیمی ! ای دوست ! گاه به گاه لب پنجره ی خاطرمان می آیی. ای قدیمی ! ای خوب ! تو مرا یاد کنی یا نکنی ؛ من به یادت هستم . آرزویم همه سرسبزی توست. دائم از خنده لبت لبریز ، خانه ات پر گل باد !

...........................................................

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود . دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

...........................................................

 

اگر نمی توانی شاهراه باشی، کوره راه باش اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند هر آنچه که هستی، بهترینش باش

...........................................................

 

خدايا شاهد تنهايي ام باش بين غم ها تنها ناجي ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:31  توسط Hamed  | 

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

...........................................................

 

فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!

...........................................................

 

انواع قهوه: ۱ - شیرین مثل چشمات  ۲ - رقیق مثل قلبت ۳ - تلخ مثل  دوریت

...........................................................

 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم 

 ...........................................................

 

چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه

...........................................................

 

عشق کلید شهر قلب است،به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

...........................................................

 

خدایا چرا برای چیدن یک شاخه گل منت صد خار را باید کشید؟

...........................................................

 

یه قطره اشک ریختم تو دریا . تا وقتی بتونم پیداش کنم دوستت دارم

...........................................................

 

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه

...........................................................

 

زندگی مثل بازی گل یا پوچه . با تو گله بی تو پوچه

...........................................................

 

يه شب يه ستاره شانس از اسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟گفتم هيچ كدوم . چون يه دوست خوب دارم كه واسم مثل يه دنياست

...........................................................

 

میدونی چرا رنگ غروب سرخه؟؟؟ . ....چون خورشید وقتی میبینه من و تو مال همدیگه هستیم آتیش میگیره!!!

...........................................................

 

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي

...........................................................

 

همه براي عشقشون گل مي فرستند اما من نمي دونم براي گلم چي بفرستم !

...........................................................

 

بر سر در قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع.عشق وارد شدو گفت من بی سوادم

...........................................................

 

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست - امتحان ریشه هاست - ریشه هرگز اسیر باد نیست

...........................................................

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد،  چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه

...........................................................

 

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند

سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو و عاشقانه دوستت دارم

...........................................................

 

براي آنکه به راه خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که راه دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گام های خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

...........................................................

 

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

...........................................................

 

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

...........................................................

 

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

...........................................................

 

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

...........................................................

 

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

...........................................................

 

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

...........................................................

 

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

...........................................................

 

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 14:42  توسط Hamed  | 

پرسیدم عشق چیست ؟ گفت آتش است! گفتم مگر آنرا دیده ای!؟گفت نه ! در آن سوخته ام!

...........................................................

 

تو یه روزگار بد یه دختر کور بود که پسری رو دوست داشت پسره هم اونو خیلی دوست داشت بعد دختره میگه اگه من بینا بودم اونوقت می فهمیدی که چقدر دوست دارم . یکی پیدا میشه چشماشو می ده به ددختره بعد دختره که بینا میشه می بینه دوست پسرش کوره ترکش می کنه ولی پسره بهش می گه برو ولی خیلی مراقب چشام باش

...........................................................

 

لیلی زیر درخت انار نشست , درخت انار عاشق شد, گل داد سرخه سرخ, گلها انار شدند داغ داغ , هر اناری هزاران دانه داشت , دانه ها عاشق بودند , دانه ها توی انار جا نمی شدند , انار کوچک بود , دانه ها ترکیدند , انار ترک برداشت , خون انار روی دست لیلی چکید , لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید , مجنون به لیلی اش رسید

...........................................................

 

عشق را از ماهی بیاموز زیرا هر وقت از اب جداش می کنی میمیره.

...........................................................

 

كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ تك سوارمهرباني تك نبود ؛ كاش برلوحي كه برجان دل است ؛ واژه تلخ خيانت حك نبود

...........................................................

 

اگه یه روز یه پروانه رو سرت نشست نپرونش اخه من آدرسه قشتگترین گل دنیا رو بهش دادم

...........................................................

 

میدونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه؟تو وقتی شادی میخندی من وقتی تو شادی می خندم

...........................................................

 

دو نفر که همديگرو خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي تونستند از هم جدا باشند، با خوندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري، همديگرو نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر هم برنگشت ماله كسه ديگست .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 18:41  توسط Hamed  | 
 چه آغازی؟!! چه انجامی؟!! چه باید بود و باید شد در این گرداب وحشت زا؟!!/چه امیدی؟!! چه پیغامی؟!! کدامین قصه ی شیرین برای کودک فردا؟

...............................................................

فریاد را همه می شنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است

...............................................................

حدس می زنم شبی مرا جواب می كنی/ و قصر كوچك دل مرا خراب می كنی/ سر قرار عاشقی همیشه دیر كرده ای/ ولی برای رفتنت عجب شتاب می كنی/ من از كنار پنجره تو را نگاه می كنم/ و تو به نام دیگری مرا خطاب می كنی/ چه ساده در ازای یك نگاه پاك و ماندنی/ هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می كنی/ به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام/ تو كمتر از غریبه ای مرا حساب می كنی/ و كاش گفته بودی از همان نگاه اولت/ كه بعد من دوباره دوست انتخاب می كنی

...............................................................

 حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست " خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال ما . خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را

...............................................................

وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد

...............................................................

کودکي به من اموختند دوست بدار و اکنون که ديوانه وار دوست دارم ميگويند فراموش کن

...............................................................

امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 19:27  توسط Hamed  | 

ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

...........................................................

 

اگه يه روز ديدي که تموم درخت هاي کوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري که بهم تکيه کني

...........................................................

 

ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي که خدا از همه چيز به ما نزديک تره

...........................................................

 

 تو را هرگز نمي بخشم ... كه بر باد فنا دادي همه عشق و نيازم را به يك هرزه نگاه دادي چقدر ساده براي بي وفايهاي تو مردم ولي حالا چقدر زيبا جواب خوبي ام را ناروا دادي چه اندك بود احساسم براي قلب نامردت جواب گريه هايم را با سكوتي بي صدا دادي

...........................................................

 

شکسپیر: اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره را هم از دست خواهی داد.

...........................................................

نظر یادتون نره ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:43  توسط Hamed  | 

اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو تو برام حرف بزني چون مقدسي

.....................................................

 

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

.....................................................

 

فقط موجهاي دريا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اينکه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرارن براي رسيدن

.....................................................

 

دريا باش که اگر کسي سنگ به سويت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي

.....................................................

 

تو زندگيت دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني... دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني!

.....................................................

 

افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد.

.....................................................

 

عشق را به کسانی بدهید که لایق آن هستند نه تشنه آن زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد

.....................................................

 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...

.....................................................

 

عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند.

.....................................................

 

غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند

.....................................................

 

وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها گريه ميكنم. پس هر وقتي كه بارون باريد بدون دلم برات خيلي تنگ شده.

.....................................................

 

هميشه تو مدرسه يادم دادن: 1 سال = 12 ماه، 1 ماه = 4 هفته، 1 هفته = 7 روز، 1 روز = 24 ساعت، 1 ساعت = 60 دقيقه، ولي كسي بهم نگفته يك دقيقه بي تو = 100000000 سال!

.....................................................

 

ديگه نه زنگ بزن، نه اس‌ام‌اس بده، نه با من حرف بزن، آخه رفتم دكتر،گفته: قند دارم و نبايد به عسلي مثل تو نزديك بشم.

.....................................................

 

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن زير باران نيست، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود، و او هيچوقت نداند كه چرا خيس نشده.

.....................................................

 

ميدونيد چرا بين انگشتهاي دست فاصله است؟ به خاطر اينكه توي اين دنيا يكي هست كه با انگشتاش اين فاصله‌رو پر كنه.

.....................................................

 

ميگن كسي كه عاشق ميشه بايد از همه ي دنيا بگزره اما اون كه همه ي دنياي منه چجوري ازش بگزرم

.....................................................

 

عشق مثل گنجشک مي مونه اگه محکم بگيريش تو دستات مي ميره اگه شل بگيريش فرار مي کنه پس بايد يه جوري بگيريش که تو دستات خوابش ببره...

.....................................................

 

براي اينکه من را به ياد بياوري تنها کافيست در آينه نگاه کني . من آن قطره اشکي هستم که از گوشه چشمان تو جاريست

.....................................................

 

کاش يا رب اشنايي ها نبود يا به دنبالش جداييها نبود يا که او با من نميشد اشنا يا مرا از او نميکردي جدا جويمش دريابه دريا کوه به کوه نقش دل کرديم رخ زيباي او

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 10:14  توسط Hamed  | 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی

..................................................

 

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد..

..................................................

 

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که درانتهای حزن می رويد...

..................................................

 

وقتي دلت تنگ شد، وقتي چشات تر شد،وقتي ديگه نبود كسي اميدت و همنفسي،بدون كه اينجا هست كسي كه تو براش همنفسي

..................................................

 

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازواداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تورو نقاشي كنه،روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت.......

..................................................

 

اينگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زيبا...مصمم اما بي خيال...متواضع اما سربلند...مهربان اما جدي...سبز اما بي ريا...عاشق اما عاقل...!!!!؟؟؟؟

..................................................

 

براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس...

..................................................

 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

..................................................

 

هيچ موقع عشق رو ازکسي گدايي نکن چون هيچ موقع چيزه با ارزشي به گدا نميدن...

..................................................

 

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

..................................................

 

انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري

..................................................

 

دوري،عشق هاي کوچک را از بين مي بره.ولي به عشق هاي بزرگ عظمت مي ده،مثل باد که يه کبريت و خاموش مي کنه ولي شعله هاي آتش را بزرگ تر مي کنه

..................................................

 

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 20:51  توسط Hamed  | 

حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار

..............................................

 

 خيال مي کردي قلب من تاب شکستن را نداره* منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره * مرام من توي عاشقي يک دلي و صداقته * وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته

..............................................

 

 هر وقت بعد از 120 سال رفتی اون دنیا خواستی از روی پل صراط رد شی بهت گفتن یکی حلالت نکرده .... بدون اون منم که می خوام به این بهونه یه باره دیگه ببینمت

..............................................

 

 رسم زمونه : تو چشم ميذاري، من قايم ميشم .........اما تو يکي ديگه رو پيدا ميکني

..............................................

 

 عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود

..............................................

 

 از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد اگه اينـو برام پـس بفرستي از بـهترين دوستـام هسـتي حالا اينو براي تمام ليستت بفرست تا ببيني چند نفر اينو برات ميفرستن منتظرم ها لطفا اين آف رو جدي

..............................................

 

 عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشانــــدم و پارو زنان سوي تو فرستارم وقتي به ساحل نگاه تو رسيـــــــد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد

..............................................

 

هرکي ارمني بلده بخونه( هيراکرس متشون يسراف نزن روز يرايم راشف تدوخ هب يراد يليخ منکيم ساسحا) هرکي هم ارمني بلد نيست از آخر بخونه

..............................................

 

خبرنگار خارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ميگه مگه اينجا نماز نمي خونن ميگه نماز ميخواي برو دانشگاه تهران ميگه پس دانشجو ها کجان ميگه اگه منظورت روشنفکراس برو زندان ميگه مگه دزدارو نميبرن زندان ميگه زکي پس مملکت رو کي اداره کنه

..............................................

 

عشق چیست؟ حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد وبا اشکی پرازاندوه به پایان می رسد

..............................................

 

اي كاش خواننده بودم و از تو ميخواندم اي كاش نويسنده بودم و ازتو مينوشتم اي كاش نقاش بودم و تو را نقاشي ميكردم اي كاش راننده بودم و با تو همسفر جاده ها بودم اي كاش ستاره بودم و در تو جاي داشتم اي كاش آهنگ بودم و تو شعرم بودي اي كاش من ساعت بودم و تو عقربه هايم بودي اي كاش در قلبت جا داشتم تاميدانستي كه چقدر دوستت دارم

..............................................

 

دلمو دادم به تو،تا(ما)بشيم دلمو دادم به تو،تا ديگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات درياروديدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت يارهميشگيم باشي دلمو دادم به تو،چون ميدونم تنهام نمي زاري

..............................................

 

من از خدا خواستم، نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم

..............................................

 

عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز ميشه

..............................................

 

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟

..............................................

 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت نگاه کند.به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشدودستي را بپذيرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد

..............................................

 

توپت افتاد خونه همسايه واونم توپتو پاره کرد اصلا ناراحت نشو چون تو يه دوست خوب داري که حاضره قلبشو بذار زير پات تا باهاش بازي کني

..............................................

 

ميدونستي ما دو تا خيلي به هم مي آيم‌ ؟ . چون من گلم تو منگلي . با هم ميشيم گلمنگلي

..............................................

 

سعی کن دریابی که مسافری آسمانی هستی و فقط برای لحظه ای کوتاه در این جا به سر می بری، و سپس روانه ی دنیایی دلفریب و بی نظیر می شوی. فکرت را به این زندگی کوتاه و این زمین کوچک محدود نکن. عظمت روحی را که درون توست، به یاد داشته باش.

..............................................

 

مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا ايا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟ مرا اينگونه باور کن

..............................................

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

..............................................

 

دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس . اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني

..............................................

 

ماه نمی دونست چه جوری بتابه از روی دست تو دید و بلد شد خورشید که دید نوری ازش نمی خوای رفت بالای قله و با تو بد شد دریا که دید موج موهات از اون نیست غرشی کرد و ته دل حسود شد آسمون از غم که تو رو زمینی تا همیشه رنگ چشاش کبود شد گل که دونست خزون واسه تو هیچه رنگش پرید و تو یه لحظه پژمرد درختی که تو از پیشش رد شدی انقده برگاش رو زمین ریخت که مرد

..............................................

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

..............................................

 

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

..............................................

 

امروز فهميدم که زندگي خراب است آروز سراب است امروز فهميدم که گل ها هم مي توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه ميتونند اينطوري باشن

..............................................

 

خدا ميدونه كه من :فقط تو رو دوست دارم, خدا ميدونه كه تو تنها عشق مني!خدا ميدونه كه فقط تو رو مي پرستم !خدا ميدونه كه من اين آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:2  توسط Hamed  | 

اي پيتزاي عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگيم و اسپاگتي افکارم! بي تو فلافل

..............................................

 

اگر مي بيني كسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو كن

..............................................

 

اگر مي دانستي دل ترك خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شكسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي كردي

..............................................

 

خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم تمام اشکهایم رابرای به دست آوردنت ریخته بودم

..............................................

 

 زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ? خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي? اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي...

..............................................

 

 عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است.

..............................................

 

 رنگ قرمزرا دوست دارم چون رنگ خون من است...... خون را دوست دارم چون در قلب من است .......قلبم را دوست دارم چون نام زيباي تو درون آن است

 ..............................................

 

 زندگي كوتاهتر ازآن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود باگريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم

..............................................

 

 هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست

..............................................

 

 بيچاره همه ي چيزايي که دلشون چيزاي بزرگ مي خواي................مثل دل من که تورو مي خواد

..............................................

 

 به جرم اينکه خيلي ساده بودم به زندان دلت افتاده بودم.اگر چه حکم چشمات ابدي بود.براي مرگ هم اماده بود

..............................................

 

 دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

 ..............................................

 

چقدر لباس سياه به تو مي آيد اگرمي دانستم زودتر مي مردم

..............................................

 

 به قندي دلخوشم لبهاي شيرينت كجاست؟ غصه خوردن تا مرا از اشتها انداخته حكم از تو من ببازم يا تو مي خواهي ببر عشق تاس قسمت ما را كجا انداخته؟

 ..............................................

 

شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گريه گفتمش آري وچه زود گذشت بهار بود و تو بودي وعشق بود و اميد، بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت

..............................................

 

 سلام من از اداره هواشناسي مزاحمتون ميشم ، اينجا يه نفر دلش هواتونو کرده چه کار کنه

..............................................

 

 تو که در هر جائی ! کجا پیدایت کنم ؟! در قلب کدام با سخاوت دور دست ؟! در دستان کدام گدای عاشق ؟! در چشمان کدام منتظر بی پناه ؟! در دهان کدام شاعر گنگ پریشان ؟! و در جای پای کدام رهگذر غریب

..............................................

 

شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان علي، جان نثار ، جان من، جان هرکی دوست داری سرکاری

..............................................

 

 زير سيگاري با اينکه مي دونه سيگار هميشه دلشو مي سوزو نه بازم اونو تو دلش جا مي ده زير سيگاريتيم رفيق

..............................................

 

مي گويم شايد بين ما هيچ نبوود جز اوهام .....هيچ را زير هيچ نوشتيم و كم كرديم.............جز هيچ نشد حاصلمان..... رها

..............................................

 

 کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

..............................................

 

 مردها مثل « نوزاد » هستند در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

..............................................

 

 دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محكم بكوبم توي سرت تا بفهمي كه فراموش كردن من چقدر سخت و دردناكه

..............................................

 

 زندگي سخت نيست ما سختش ميكنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميكنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميكنيم دل هيچكس سنگ نيست ما سنگش ميكنيم

..............................................

 

 نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری

..............................................

 

 زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار هست ..... ياد تو تکرار هست

..............................................

 

 به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود

..............................................

 

 بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند

..............................................

 

 زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

..............................................

 

 هيچ زمان دل به کسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... که ديگه پيداش نميکني

..............................................

 

 خدایا هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هرآنکه را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است...

..............................................

 

 زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

..............................................

 

 اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي كه درو بستي به روي من. درو باز كن دستم مونده لاي در

..............................................

 

 مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر اد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه

..............................................

 

 شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي

..............................................

 

 بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

..............................................

 

 اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

..............................................

 

به خاطر نظرات خوبتون ممنونم

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:19  توسط Hamed  | 

سلام

خوب هستید

نظر بدید خوشحال میشم


دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فکر کني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

.............................................

 

هر که بر ما مي رسد گويد که يارت يار نيست * بار عشقش را مکش زيرا که بارش بار نيست

.............................................

 

روزي دروغ به حقيقت گفت: ميل داري با هم به دريا برويم و شنا کنيم، حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود. چرا؟ چرا بايد اينطوري باشد؟

.............................................

 

شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم! يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم. دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم! سه شنبه: بي وفايي كرد و من گريان شدم. چهارشنبه: اسير هجرانش شدم. پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي فاني شدم! جمعه: بي تو تنها شدم و از تنهايي مردم

.............................................

 

اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست.... او جانشین همه نداشتن هاست....نفرین ها و افرین ها بی اثر است...اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند...و از اسمان هول و کینه بر سرم بارد....تو مهربان

.............................................

 

عشق چيست؟؟؟؟ سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداري، سه ماه بيقراري، سه سال انتظار سي سال پشيماني

امروز می گن دوست دارم ، پس فردا می گن فراموشم کن . حالا تو اومدی می گی دوست دارم منم میگم فراموش کن اینطوری دیگه هیچ کدوم منتظر پس فردا نمی مونیم

.............................................

 

عشق مثل ساعت شني ميمونه همزمان كه قلبت رو پر مي كنه مغزت رو خالي مي كنه

.............................................

 

هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم

.............................................

 

به دلم ميگم دوسش دارم زيره لب اسمش رو صدا مي کنم بهش ميگم برات دعا کنه برای خوشبختي تو شب و روز خدا خدا کنه بهش ميگم ديونشم شبا به يادش ستاره ها رو ميشمرم

.............................................

 

از آن غروب رفتن ... اولین طلوع من باش ... من رسیدم رو به آخر ... تو بیا شروع من باش ... شب و از غصه جدا کن ... چکه کن رو باور من ... خط بکش رو جای پای ... گریه های آخر من ... اسمتو ببخش به لبهام ... بی تو خالیه نفسهام ... خط بکش رو باور من... زیر سایهبون دستام ...خواب سبز رازقی باش ... عاشق همیشگی باش ... خسته ام از تلخی شب ... تو طلوع زندگی باش

.............................................

 

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم

.............................................

 

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.

از تقسيم ناعادلانه عشق سهم من نگاهي بود كه از لابه لاي در هر روز به بهانه اي مي تراويد

.............................................

 

عشق يعني دستهايي رو به دوست،عشق يعني مرگ در راهت نكوست،عشق يعني سيب سرخي در سبد،عشق يعني دل سپردن تا ابد

.............................................

 

يك بوسه تقديم به انكه دارمش دوست،تقديم به انكه قلبم از اوست،اگرمهتاب از تن بركند پوست،جدا هرگز نگردد جانم از دوست


امید وارم خوشتون اومده باشه

نظر ندی باعث انجام گناه شرعی شدی

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:55  توسط Hamed  | 

منو نسپر به فصل رفته عشق & نذار کم شم من از آينده تو & به من فرصت بده گم شم دوباره & توي آغوش بخشاينده تو & به من فرصت بده برگردم از من & به تو برگردمو يار تو باشم & به من فرصت بده باز از سر نو & دچار تو گرفتار تو باشم

.............................................

 

محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني

.............................................

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

.............................................

 

به گل گفتم عشق چيست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم

.............................................

 

. به قول يك دوست: ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ،ولي تو بخند تا من برات بميرم

.............................................

 

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه: يعني اومدن دوباره‌ي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 17:0  توسط Hamed  | 
عشق از دوست داشتن پرسيد: فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يک سلام شروع مي شوم و تو با يک نگاه. من با يک دروغ از بين مي روم و تو با مرگ

..........................................

مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها زندگي نميکرديم

..........................................

اگر منو تو دو برگ بوديم ….هنگام خزان زودتر از تو ميشکستم و ميافتادم . تا زماني که تو مي افتي در آغوشت بگيرم

..........................................

کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتي ... رفت... ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت

..........................................

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم .

..........................................

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

..........................................

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 18:5  توسط Hamed  | 

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي 

.....................................................

ببخشيد از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم می خوستم ببینم شما قلبتون مستاجر نمي خواد؟

.....................................................

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

.....................................................

مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن

.....................................................

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

.....................................................

ميگن قلب آدما اندازه مشتشونه
 ولي چطوري يه دنيا مهربوني يه آسمان صداقت يه كهكشان محبت يه دريا عشق
 تو مشتت جا شده؟

.....................................................

تو مثل راز بهاري ومن رنگ زمستانم جگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم

.....................................................

سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني

.....................................................

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:  در کلاس ناز چشمات دو واحد عاشقي را پاس کردم....

.....................................................

من كه شب بودم

و شب هستم

و شب خواهم بود

به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

.....................................................

گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه 

.....................................................

یک روز گل به خدا گفت:چرا گل های زیبا همه خار دارند؟ 

خداوند گفت:نه یه گل زیبا هست که خار نداره ولی صداش نکن چون داره الان این اس ام اس رو میخونه

.....................................................

برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني

.....................................................

اگر خوبي بدي از ما ديدي حلال کن . من فردا بايد برم بيمارستان براي جراحي دريچه قلب . آخه ميخواهم يه دريچه بگذارم که فقط به روي تو باز بشه

.....................................................

 عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي..
اما دستت پر از خاطره است

.....................................................

من اون ماهی قرمز کوچولوهستم تو دل شیشه ای تو

*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من میمیرم
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:37  توسط Hamed  |