یه اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه :: اجب كابوسی بود
..........................................................
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه
..........................................................
يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم
..........................................................
یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داشته از زیر دستش عرق میچکیده بس که این 25 تومانی رو محکم گرفته بوده , رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم!!
..........................................................
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم
..........................................................
اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه
..........................................................
یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند . بعد چند روز از گشنگی می میرند
..........................................................
یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان میگه آقا شوما را به خدا یقمو ول کونین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد
..........................................................
به اصفهانیه می گن بچت رکورد المپیک رو شکونده می گه غلط کردس من که یه ریالم پول نمی دم